ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 18 بهمن ماه سال 1389 ساعت 9:04 PM

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هردو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.

پسرک پرسید:"ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟" کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.
گفتم:"بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم."
آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: "ببخشین خانم! شما پولدارین؟"
نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم:"من اوه… نه!"
دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: "آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره."
آنها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.

فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه اینها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم 

 


فوتوشاپ تحت وب بدون نیاز به دانلود و نصب
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 18 بهمن ماه سال 1389 ساعت 11:38 AM

 

 


خانمی وارد داروخانه می‌شه و به دکتر داروساز می‌گه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه می‌گه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می‌ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.
چشم‌های داروسازه چهارتا می‌شه و می گه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد..... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد
بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!


فوتوشاپ تحت وب بدون نیاز به دانلود و نصب
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 4 بهمن ماه سال 1389 ساعت 6:47 PM

 

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یه موتور گازی ازش جلو زد!خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یه مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو
!!!!بیامرزه که واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت


فوتوشاپ تحت وب بدون نیاز به دانلود و نصب
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 21 دی ماه سال 1389 ساعت 7:31 PM

 

 

درباره یکه تاز رسانه بیشتر بدانیم.  

چون نمیخواستم از وبسایتی مردی که احترام فوق العاده براش  قائل هستم کپی بزنم لینک وبسایت ایشان را میگذارم تا شما هم بخوانید 

http://oldpilot.blogfa.com/post-918.aspx


فوتوشاپ تحت وب بدون نیاز به دانلود و نصب
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 14 دی ماه سال 1389 ساعت 10:47 AM

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند 

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند 

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند 

 

 آدم های بزرگ درد دیگران را دارند 

آدم های متوسط درد خودشان را دارند 

آدم های کوچک بی دردند  

 

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند 

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند 

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند  

 

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند 

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند 

آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند 

 

 آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند 

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد 

آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند 

 

 آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند 

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند 

آدم های کوچک مسئله ندارند 

 

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند 

آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند 

آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند


فوتوشاپ تحت وب بدون نیاز به دانلود و نصب
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>